فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
فونت زيبا ساز
دلنوشته های دنیا-سری اول

❤عــشــق غــمــزده❤

دلنوشته های دنیا-سری اول

سلام به خودم و خدای خودم و اصلا به بهنام سلام نمیکنم به هزار و یک دلیل!

دیروز فهمیدم که آقا ۲۷ همین ماه پیش دختر برده خونه خیلی وقته چیزی ننوشتم ما رفتیم مشهد . برگشتیم و...

6مهر:

دیروز بهنام رو دیدم تو مغازش بود و دوتا مرد هم اونجا بودن؛اول سرشو گرفته بود بالا داشتم سعی میکردم ببینمش که یه دفعه چشم تو چشم همدیگه رو دیدیم!

دیگه ندیدمش و رفتیم مشهد،اونجا همش دعا میکردم منو بهنام به هم برسیم!دلم برای بهنام تنگ شده!

واسم مهم نیست که چیکار کرده ولی میخوام برای خودم باشه...

بعضی وقتا که فکر میکنم پشیمون میشم چون همونطوری که یه پسر دوس نداره با یه دختری که با یکی دیگه سـ×ـــکـــ×ـــس داشته ازدواج کنه منم دوست ندارم با یه پسری که قبلا با یکی دیگه ســ×کـــ×ـــس داشته!

راستی امروز تو مدرسه هم تست بازیگری دادم و هم خوانندگی هردو رو قبول شدم!

یه چند روزه هی بارون میاد منم از بارون خوشم میاد من سرما خوردم امیدوارم بهنام مثل من سرما نخورده باشه

خوش به حال مهدیه هرروز خانواده ی بهنامو میبینه!

من تو عشق بهنام خیلی شکست خوردم،اون بارها دست رد به سینم زد ولی نمیدونم چرا نمیتونم فراموشش کنمولی راستشو بگم هیچوقت نمیتونم بدی هایی رو که بهنام در حقم کرده رو فراموش کنم.

من بهنام رو خیلی دوست داشتم و دارم ولی بهنام بهم گفت بچه برو پی درس و مشقت

امیدوارم هیچ وقت روز خوب به چشم نبینی بهنام درسته که دوست دارم ولی اگه من جای تو بودم کسی که انقدر دوسم داشت رو اینطوری ناراحت نمیکردمو دلشو نمی شکستم و حتی اگه دلشو  شکستم ازش معذرت خواهی میکردم چی میشد یه روزی برگردی پیشم یه روزی از همین روزا؟!

 

 

دنـــیــــا


+ نوشته شده در سه شنبه 20 دی 1390برچسب:, ساعت 18:37 توسط ヅDoOoOnYa |